مثل کوه یخ که ایستاده در جدال با زمان خسته ام از این ملاعنه بی هنگام
سنگینی گام های پر شائبه مردی دلهره آگین و راه های همیشه نا تمام
تردید و حسرت یعنی هنوز ادامه داری و نفس میکشی ...- خوب شکر! اما
مثل کوه یخ ایستادن در جدال با زمان نمی ارزد به این ملاعبه بد فرجام
هزار و یک درد آخرش که چه که سر بذاری بمیری؟ - زبان عوض نکن
اون که فکر کرد شعر یعنی مستفعلن مفاعلن فعلاتن بیاید تقطیع کند اس-لام
اینجا یعنی همین لحظه یعنی واژه از جنس بیست و یکم یا حافظ فرقی نمی کند
یعنی می نویسم برای اینکه بدانم زمانی بوده که اینقدر نچسب بوده وزن کلام
مه
سنگینی گام های پر شائبه مردی دلهره آگین و راه های همیشه نا تمام
تردید و حسرت یعنی هنوز ادامه داری و نفس میکشی ...- خوب شکر! اما
مثل کوه یخ ایستادن در جدال با زمان نمی ارزد به این ملاعبه بد فرجام
هزار و یک درد آخرش که چه که سر بذاری بمیری؟ - زبان عوض نکن
اون که فکر کرد شعر یعنی مستفعلن مفاعلن فعلاتن بیاید تقطیع کند اس-لام
اینجا یعنی همین لحظه یعنی واژه از جنس بیست و یکم یا حافظ فرقی نمی کند
یعنی می نویسم برای اینکه بدانم زمانی بوده که اینقدر نچسب بوده وزن کلام
مه
No comments:
Post a Comment