در این سفر که سر به غم عشق میبری
شاید دوباره ناز به شعرم بپروری
بی شک نگاه آینه از خلوتم پر است
خالی نمیشود ولی سرم از فکر دیگری
شب در گلوی ماه گره خورده نازنین
باورنمیکنی چرا که تو خورشید باوری؟
من در سیاه غربت شبهام بس همین
شعر و امید و یاد تو ای مهر خاوری
گفتا ز خاک بیشترند اهل عشق او
* !من عاشق تویی که خود از خاک کمتری
مه یار
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من *
(از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم (سعدی
2 comments:
i LoVe YoU
Somayeh loves you, and I like you :)
BUT I love your poetry
Thanks for sharing it.
Post a Comment