Friday

در این سفر که سر به غم عشق میبری
شاید دوباره ناز به شعرم بپروری

بی شک نگاه آینه از خلوتم پر است
خالی نمیشود ولی سرم از فکر دیگری

شب در گلوی ماه گره خورده نازنین
باورنمیکنی چرا که تو خورشید باوری؟

من در سیاه غربت شبهام بس همین
شعر و امید و یاد تو ای مهر خاوری

گفتا ز خاک بیشترند اهل عشق او
* !من عاشق تویی که خود از خاک کمتری

مه یار

گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من *
(از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم (سعدی

2 comments:

Somayeh said...

i LoVe YoU

Kasra said...

Somayeh loves you, and I like you :)


BUT I love your poetry

Thanks for sharing it.