بعد از دو شب بیخوابی و تحویل پروژه به انضمام دلتنگی برای او، پریشانی خاطر و خستگی و ملال روح و جسم به خانه برمی گردم. همه در حال حاضر شدن و رفتن به مهمانی اند و مثل همیشه با هیاهوهای بیجا و همیشگی...رفتند
:به محض بسته شدن در گوشی را برمیدارم و بوی تو
hello...room 407 please
انگار دلتنگی کوچکی را مثل همیشه پشت حرفهایت پنهان میکنی اما در عین حال بهت خیلی خوش گذشته هر دو را میتوان به سادگی از حرفهایت فهمید. تلویزیون را روشن میکنم ... (خدا رحمت کند علی حاتمی را) دلشدگان...ناصر فرهنگفر به جای اکبر عبدی مینوازد و محمد رضا شجریان امین تارخ را بسیار والاتر از آن بازی میخواند... فیلم تمام میشود اما من تازه شروع شده ام. خستگی هایم از یاد رفته اند
:به محض بسته شدن در گوشی را برمیدارم و بوی تو
hello...room 407 please
انگار دلتنگی کوچکی را مثل همیشه پشت حرفهایت پنهان میکنی اما در عین حال بهت خیلی خوش گذشته هر دو را میتوان به سادگی از حرفهایت فهمید. تلویزیون را روشن میکنم ... (خدا رحمت کند علی حاتمی را) دلشدگان...ناصر فرهنگفر به جای اکبر عبدی مینوازد و محمد رضا شجریان امین تارخ را بسیار والاتر از آن بازی میخواند... فیلم تمام میشود اما من تازه شروع شده ام. خستگی هایم از یاد رفته اند
....
:با اشک ، تمبک و صدای شجریان خوابم برده است
پاسبان حرم دل شده ام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم
دیده بخت به افسانه او شد در خواب
...کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم
No comments:
Post a Comment